ــ برای کنترل بيماری پيچيدگی برگ هلو دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو 1% ،
اولی در پائيز پس از ريزش 50% برگ ها و دومی در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Plant Disease Control ,
2 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو يک نوبت دراواخر پائيز پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود . بايد توجه شود که پس از باز شدن جوانه سمپاشی اثر ندارد .
Paul C. Pecknold , Extension Plant Pathologist ,
3 ــ پس از آلودگی برگ ها ديگر مبارزه ممکن نخواهد بود چون آلودگی زمان تورم جوانه ها روی می دهد . سمپاشی با ترکيب بوردو پس از ريزش برگ ها و يا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصيه می شود .
Paula Flynn , Department of Plant Pathology , Iowa State University , Ames , Iowa, U.S.A
4 ــ دو نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود . سمپاشی اولی در دوره خواب درخت و سمپاشی دومی قبل از تورم جوانه ها و زمانی که هنوز رنگ جوانه ها عوض نشده می باشد .
University of California , Agriculture and Natural Resources , U.S.A.
5 ــ با يک نوبت سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز قبل از برگ ريزان و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها بيماری کنترل می شود . اگر خطر بيماری شديد باشد سمپاشی در هر دو زمان توصيه می شود .
Bruce Watt , Plant Pathologist , Pest Management Office , Orano ,
6 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در دوره خواب توصيه می شود . سمپاشی ممکن است در پائيز پس از ريزش برگ ها يا در اوايل بهار 3 تا4 هفته قبل از متورم شدن جوانه ها انجام شود . سمپاشی پس از باز شدن جوانه ها بی اثر است .
The Plant Disease Diagnostic Clinic , at
7 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
8 ــ سمپاشی با ترکيب بوردو در پائيز و يا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها توصيه می شود . اگر در بهار قارچ بيماری وارد برگ يا ميوه بشود کنترل بيماری ديگر امکان ندارد .
Illinois Fruit and Vegetable News ,
9 ــ برای مبارزه با بيماری پيچيدگی برگ هلو سمپاشی با ترکيب بوردو توصيه می شود .
Integrated Pest Management (IPM) Sulutions for The Landscaping
۱.
۲.چرا نعره میکشید؟
۳.آیا نعره زدنش تمام شد ؟
....موفق باشید .......البته اگه تونستید.
بلادی!!
از این عکس می شه خیلی چیزا فهمید شما چه نظری دارید؟
پيش از اين از تناوب در ادبيات روم نام برده شده و به تمدن هاي بزرگ انساني در آفريقا و آسيا از زمان قرون وسطي تا قرن بيستم باز مي گردد.
تناوب 3 ساله با تجربه ي كشاورزان در اروپا با تناوب چاودار يا گندم پاييزه با جو دوسر بهاره يا جو كاشته مي شد، در قسمت سوم خاك را براي استراحت خالي مي گذاشتند.
واقعيت اين است كه تناوب مناسب خاك ، ترميم يا بازگشت حالصخيزي خاك را براي مصرف انسان است.
تناوب چهار محصوله توسط كشاورزان Flemish يعني در منطقه ي Waasland در اوايل قرن 16 ميلادي پيشقدم شد.
يستم ( گندم ،جو،شلغم،شبدر) با محصولات علوفه اي و علفي كه به چهارپايان اجازه ي چرا اطراف زمين را مي داد ، شروع مي شد.
تناوب چهار محصولي كليد توسعه ي انقلاب كشاورزي انگليس بود.(قرن 18 ميلادي)
به هر حال زيان هاي سيستم تك كشتي از ديدگاه كشاورزي پايدار آشكار شد.
هدف و روش ها:
تناوب زراعي از كاهش حاصلخيزي خاك اجتناب مي كند ، مثل رشد محولات يكسان كه مكررا در يك مكان عاقبت خاك را از مواد غذايي متنوع خالي مي كنند.
يك محصول كه خاك را از يك نوع ماده ي غذايي خالي مي كند ، در فصل زراعي بعد با يك محصول غير همسان كه مواد غذايي را بر مي گرداند يا نسبتي از مواد غاذيي را بر مي گرداند كاشته مي شود ، مثل :برنج با پنبه.
با تناوب زراعي كشاورزان مي توانند زمين هايشان را تحت توليد پيوسته نگه دارند، بدون احتياج به رها كردن يا آيش و بدن احتياج به كودهاي مصنوعي كه هر دو روش گران است.
بقولات ، گياهاني از خانواده ي Fabaceae روي ريشه هايشان غده هايي دارند كه نيتروژن را تثبيت مي كند.
اين مي تواند يك سيستم كشاورزي خوب از تناوب آنها با غلات و ساير گياهاني كه نيتروژن نياز دارند باشد.
يك سيستم تناوب محصولات مدرن معمول تناوب سويا و ذرت است.
تناوب زراعي اغلب براي كنترل آفات و بيماري هايي كه مي توانند پايدار باشند در خاك استفاده مي ود. گياهاني كه از نظر taxonomy در يك خانواده هستند آفات و بيماريهاي يكساني دارند.
با تغيير مرتب موقعيت گياه ، چرخه ي آفت شكسته مي شود يا محدود مي گردد.
براي مثال نماتد مولد گره ي ريشه يكي از مشكلات جدي براي گياهاني است كه در آب و هواي خاكهاي شني هستند.
نماتد مي تواند چندين خسارت باي حاصلخيزي گياهان ايجاد كند با بريدن قطري از ريشه ي گياه.
كشت محصولاتي كه ميزبان نماتد گره ي ريشه نيستند براي يك فصل در حد بسيار بالا تعداد نماتدهاي خاك را كاهش مي دهد ، بدين ترتيب امكان رشد گونه هاي حساس در فصل بعد بدون احتياج به ضد عفوني و تدخين خاك به وجود مي آيد.
اغلب كنترل علف هاي هرزي كه شبيه به توليدات گياهي هستند بسيار مكل است و ممكن است محصولات نهايي را آلوده كند.
براي مثال ergot نوعي علف هرز است كه تفكيك آن از گندم هاي خرمن شده بسيار مشكل است.
يك نوع محصول متفاوت اجازه ي حذف علفهاي هرز را مي دهد و چرخه ي ergot را مي شكند.
كنترل آفات بدون استفاده از سموم سنتتيك يك اصل از كشاوزي ارگانيك است.
يك تاير كلي تناوب اين است كه آن مخلوط از محصولات جغرافياي ات كه مي تواند گسترش آفات و بيماريها را طي فصل رويش كم كند.
محصولات مختلف اغلب مي توانند تاثير آب و هواي بدرا براي كشاورزان به طور اختصاصي كاهش مي دهد.
انتخاب و ترتتيب تناوب زراعي به طبيعت خاك ، اقليم و ميزان رطوبت و بارندگي بستگي دارد كه اينها با هم نوع گياهي كه مي تواند كشت شود را تعيين مي كنند.
جنبه هاي مهم ديگر كشاورزي مثل بازار يابي محصولات و اقتصاد متغير بايد مورد توجه قرار بگيرند ، وقتي كه يك تناوب زراعي انتخاب مي شود.
رز اغلب ملكه ي گل ها ناميده مي شود و مشهورترين گياه باغي در دنياست. بدبختانه تعداد زيادي از رزها به تعدادي از بيماريهايي كه ارزش دورنماي آنها را كم مي كنند حساس هستند.
در ايالت كنكتيكوت معمول ترين بيماريهاي رز شامل لكه سياه ، سفيدك پودري ، سفيدك دروغي ، سوختگي بوتريتيس ،شانكر ،زنگ ،موزاييك گال طوقه و جراحت هاي زمستانه است.
سالانه شدت و پراكنش مشكلات با آبوهوا و منطقه و نوع رز تغيير مي كند.
مي توان از بسياري از بيماريهاي رز با استفاده از كشت مخلوطي از چند كشت ،بهداشت ،مقاوت بيولوژي و آفت كش ها اجتناب كرد يا آنها را كاهش داد.
براي مثال ، علاقه به باغ هاي قديمي رز بسيار مشهور است چون آنها به بسياري از بيماريها و زمستان سخت مقاوم هستند. با يكپارچه سازي درخواست ، اعتماد بر يك نوع كنترل كه بر ساير روشها كاهش دهنده است و معمولا نتيجه ي آن يك مديريت تاثير گذار بر بيماريهاست.
لكه سياه (Black spot) :
لكه سياه با قارچي به نام Diplocarpon rosae كه يكي از معمول ترين و مقاوم ترين بيماريهاي رز در ايالت كنكتيكوت است ايجاد مي شود.
آثار روي برگها شبيه دايره هايي با حاشيه هاي لبه دار تشخيص داده مي شود. اغلب اطراف اين نقطه ها هاله ي زرد رنگي وجود دارد. الودگي مي تواند در قسمت هاي زرد برگچه يا تمام برگ ها گسترده باشد.
برگهايي كه زرد شده اند زودتر از موعد مي ريزند ،به خصوص درمورد ارقام حساس .گياهاني كه در وسط فصل برگ زدايي كرده اند ضعيف هستند و دچار كاهش جايگاه شكوفه براي توليد گل مي شوند و كيفيت گل ها كاهش مي يابند و انها به تنش هاي محيطي حساس هستند ، به ويژه به خسارت هاي زمستانه . علائم مي توانند روي ساقه ها پيشرفت كنند.
به نظر مي رسد كه همچنان كه لكه هاي ارغواني رز تبديل به سياه مي شوند با گذشت زمان تبديل به تاول مي شوند.
وظيفه ي شانكر بقاي قارچ در طول زمستان روي منابع منابع مهم اينوكولوم براي آلودگي جديد در بهار است.
اغلب قارچ ها زمستانگذراني را در خواب هستند .ريزش برگها و گياهان به صورت آوار است. لكه سياه معمولا در آبو هواي مرطوب خيلي سخت است .
يكي از پيشنهادات براي مديريت لكه سياه استفاده از گياهان متنوع است. به هر حال از زمانيكه نژادهاي مختلف قارچ به وجود آمده اند اين است كه مقاوت مي تواند متنوع باشد.
بنابراين اين مهم است كه گياهان متنوع شناخته شده در برابر نژادهاي قارچ هايي كه در مناطق بخصوصي حاضر هستند مقاومت داشته باشند. برخي از ارقام مقاوم در برابر لكه سياه David Thompsom ،Coronado، Simplicity ، Las Vegas ، Cary Grant هستند .
لكه سياه مي تواند با برنامه هاي بهداشتي خوب كه شامل برداشت برگهاي آلوده اي كه طي دوره ي رشد ظاهر مي شوند و جمع كردن برگهاي ريخته شده در فصل پاييز است. بيمار يساقه مي تواند سلامتي چوب را در بهار قبل از شكستن جوانه ها كاهش دهد .
داشتن فضاي كافي بين گياهان به ما در مورد تضمين گردش هوا ي خوب كمك مي كند . اجتناب از آبياري باراني يا آبياري زود هنگام در روز تاثير گذار است يا موقعيت مساعد را براي پيشرفت بيماري كاهش مي دهد.
در ميان تركيبات موجود در ايالت كنكتيكوت تركيبات كاپتان ،تيفانات متيل ، كلروتالونيل ،fixed copper، تري فورين ،سولفور ،پتاسيم بي كربونيت و مانكوزب تائيد شده اند.
با مراجعه به برچسب آنها مي توانيم از دوز مصرفي و سلامتي آنها پيش آگاهي يابيم.
سفيدك پودري( powdery mildew) :
سفيدك پودري با قارچ Sphaerotheca pannos var. rosae ايجاد مي شود كه يكي از بيماريهاي معمول رز در حيات وحش است و به خصوص در رزهاي گلخانه اي مسئله ساز است. اين بيماري با رنگ سفيد كه به صورت پودري روي برگها ،شاخه ها و جوانه ها رشد مي كند تشخيص داده مي شود.
علائم بيماري به زودي به صورت كلروتيك يا مناطق قرمز يا زخم هايي روي برگهايي كه سرانجام روي آنها مشخصه ي سفيد رنگ پودري در حال پيشرفت است ظاهر مي شود.
اين ويژگي پودري و سفيد معمولا روي سطح روي برگها ديده مي شود ،اما اين مي تواند در هر دو سطح رويي و زيري برگ اتفاق بيفتد.
وقتي ساقه هاي جوان الوده مي شوند ممكن است ساقه ها كج و كوله و پيچ خورده شوند .برگ هاي جوان ممكن است به طرف بالا پيچ بخورند و ممكن است بد شكل شوند.
شكوفه هاي آلوده به سفيدك پودري اغلب قبل از با شدن مي افتند. سفيدك پودري مي تواند تحت شرايط خشكي در بهار يا نيمه يتابستان به مدتي كههوا گرم يا نمناك است پيشرفت كند.
بر عكس ساير قارچ ها كه به آب زيادي احتياج دارند ،سفيدك پودري به رطوبت زيادي در بافت براي ايجاد آولدگي نياز ندارد.
اين قارچ اندامي براي زمستانگذراني توليد مي كند كه كوچك ،سياه و مل فلفل است به نام كليستوتسيوم.
وظيفه ي اين اندام زمستانگذراني است كه به اين قارچ اجازه مي دهد در غياب گياه ميزبان مناسب بقا داشته باشد.
كليستوتسيوم در گياهاني كه ريخته شده اند و اغلب منابع اينوكولوم اوليه در بهار هستند قرار مي گيرد.
سفيدك پودري ميي تواند در زمستان به صورت هيف يا ريسه هاي قارچي در جوانه هاي آلوده زمستان گذراني كند.
يكي از پيشنهاد ها براي مديريت سفيدك پودري استفاده از گياهان مقاوم متنوع است .به هر حال ،از ان جايي كه مقاومت مي تواند متنوع باشد چون نژادهاي زيادي از سفيدك پودري وجود دارد ، اين مهم ات كه گياهان متنوع شناخته شده در يك منطقه مقاوم باشند.
برخي از ارقام مقاوم به سفيدك پودري شامل : Tropicana،Double Delight ، Sonia ،Queen Elizabeth است.
سفيدك پودر ي ممكن است با يك برنامه ي بهداشتي كه شامل كندن برگهاي علائم دار كه زود ظاهر شده اند است كاهش يابد.
براي جلوگيري از انتشار اسپورهاي سفيدك پودري روي ساير گياهان، برگها را بايد كند و سريعا داخل يكسري كيسه ي پلاستيكي قرار داد و به جاي ديگري برد.
داشتن يك فضاي مناسب بين گياهان براي تضمين جريان هواي خوب و كاهش سطح رطوبت كمك مي كند.
قارچ كش ها مي توانند مكمل ساير روش هاي كنترلي سفيدك پودري باشند.
در ميان تركيبات ثبت شده در ايالت كنكتيكوت thiophanat methyl,chlorothalonil,rtiforne,triadimefon,potassium bicarbonate sulfur,horticultural oil وجود دارند.
منابع:
http://hgic.clemson.edu
http://www.caes.state.ct.us/Default.htm
http://www.olyrose.org/index.html
http://www.rosemagazine.com
تعریف
غلات در واقع گونه ای از خانواده گندمیان (گرامینه ها) هستند که گیاهان علفی تک لپه ای بوده و دانه های ریز آنها، مصرف خوراکی دارد. غلات گیاهانی یک ساله هستند، یعنی چرخه ی زندگی خود را در یک فصل زراعی به پایان می رسانند.
گونه های سردسیری غلات (گندم، جو و چاودار) در فصل پاییز و اوایل بهار کشت شده و در اواسط تا اواخر تابستان هم برداشت می شوند. گونه های گرمسیری غلات (برنج، ذرت، ذرت خوشه ای و ارزن) نیز با توجه به شرایط آب و هوایی در اواخر بهار یا اوایل تابستان کشت شده و اواخر تابستان یا اوایل پاییز هم برداشت می شوند.
تاریخچه
هزاران سال است که این گونه گیاهان، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان جوامع ابتدایی توانسته اند از ویرانه های قدیمی مراکز سکونت انسان، دلایلی به دست آورند که نشان می دهد غلات در تمدن های اولیه بشری هم کشت می شده اند و برای مثال، گندم در سرزمین حاصلخیز بین النهرین به عمل می آمده است.
بین النهرین امروزه بخش هایی از ترکیه، عراق، سوریه و ایران را تشکیل می دهد. شواهد به دست آمده نشان می دهد که در 16.000 تا 10.000 سال قبل از میلاد، انسان ما قبل تاریخ در این ناحیه گندم تولید می کرده است.
همچنین هر جا که جامعه ای تشکیل شده، یکی از انواع غلات در پیدایش آن نقش داشته اند. مثلاً برنج در تشکیل جوامع نخستین کشور چین و ذرت هم در تشکیل جوامع آفریقایی مؤثر بوده اند.
انواع غلات
· گندم: به آب و هوای خنک در فصل رشد، آب و هوای گرم و خشک در فصل برداشت نیاز دارد.
· برنج: آبیاری و بارندگی در کشت این گیاه ضروری است. میانگین دما در 4 تا 6 ماه از فصل زراعی باید 21 درجه سانتی گراد یا بالاتر باشد.
· ذرت: به آب و هوای گرم با رطوبت کافی نیازمند است. این گیاه معمولاً در آمریکای شمالی و جنوبی و همچنین آفریقا کشت می شود.
· جو: به آب و هوای خنک در فصل رشد نیاز دارد. جو مطمئن ترین غلات در شرایط شوری خاک، خشکی یا سرمای زمستان است. جو در زمین هایی که گندم قادر به رشد در آنها نیست هم پرورش می یابد.
· ارزن: از پر محصول ترین غلات در شرایط خشک است و در خاک های غیر حاصلخیز هم رشد می کند. این ماده در آسیا و آفریقا، ماده غذایی مهمی برای انسان و دام می باشد.
· جو دوسر: سابقاً خوراک اصلی مردم اسکاتلند محسوب می شد. در سراسر دنیا از این ماده غذایی به عنوان خوراک دام هم استفاده می نمودند.
· چاودار یا گندم سیاه: از سازگارترین غلات نسبت به شرایط سخت آب و هوایی است. در آب و هوای سرد کشت می شود.
اهمیت امروزی غلات
در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، بیش از 80 درصد غذای مردم از غلات تأمین می گردد. سهم غلات در غذای مردمان اروپایی 45 تا 55 درصد بوده و در ایالات متحده آمریکا تقریباً 20 تا 30 درصد می باشد.
امروزه نزدیک به 70 درصد سطح زیر کشت یک میلیارد هکتاری جهان را غلات اشغال نموده اند. تقریباً نیمی از کل نیازهای غذایی انسان به ویژه در آسیا به طور مستقیم از غلات تأمین می گردد.
همچنین تولید غلات در مقایسه با دیگر فراورده های غذایی از جمله گوشت، تخم مرغ، شیر و... بسیار بیشتر است. تولید سالانه غلات در جهان، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون تن می باشد. گندم، برنج و ذرت سه محصول مهم هستند که هر کدام تقریباً یک چهارم تولید سالانه غلات را تشکیل می دهند.
برنج، غذای عمده و روزمره مردم نواحی گرم و مرطوب است. این غله معمولاً در زمین هایی تولید می شود که بتوان آنها را در برخی فصول سال غرقاب یا گل- آب نمود.
گندم به عنوان غله ای سازگار، عمدتاً در زمین های چمن طبیعی و همچنین در مناطقی که آب و هوا برای کشت ذرت مناسب نیست، به عمل می آید. گندم از غلاتی است که در نواحی سرد هم کشت می شود. این غله در سراسر جهان در فصول مختلفی کشت می شود، به طوریکه در هر ماه از سال، گندم در یکی از نقاط جهان در حال برداشت می باشد.
ذرت هم به عنوان یک گیاه گرمسیری، در مناطقی که رطوبت و حرارت کافی در فصل زراعت فراهم باشد، رشد می نماید.
ارزش غذایی غلات
غلات منبع انرژی برای انسان هستند. در کشورهای در حال توسعه، این دسته مواد تمام رژیم غذایی را در بر می گیرند. غلات حاوی هیدرات کربن، پروتئین، چربی، مواد معدنی و انواع ویتامین هستند که البته ضمن مراحل مختلف نگهداری و تهیه، ممکن است بخشی از مواد مغذی مذکور از بین برود.
دانه غلات که کاریوپس یا گندمه نام دارد، منبع خوبی برای تغذیه انسان می باشد. میزان پروتئین برنج از گندم کمتر است. میزان ویتامین های ضروری (از جمله تیامین) برنج صیقل داده شده هم از برنج قهوه ای کمتر می باشد، چون سبوس خود دارای ویتامین های مختلفی است که در مرحله ی صیقل دهی از برنج جدا می گردد.
البته به خاطر داشته باشید که با وجود همه ی موادی که ذکر شد، غلات غذای کاملی محسوب نمی شوند. مصرف این مواد به تنهایی نمی تواند یک رژیم غذایی متعادل و کامل محسوب گردد. میزان پروتئین و در واقع اسیدهای آمینه غلات و همچنین ویتامین موجود در آنها محدود است. برای این که یک فرد بالغ بتواند 65 تا 80 گرم پروتئین مورد نیاز خود را تنها از طریق غلات تأمین کند، باید مقدار بسیار زیادی از این دسته مواد بخورد که در عوض، به دلیل این که غلات حاوی هیدرات کربن هستند، فرد ممکن است چاق شود. بسیاری از پروتئین های گیاهی به همین دلیل که اسیدهای آمینه کافی ندارند نمی توانند به تنهایی در رژیم غذایی افراد مورد استفاده قرار گیرند، بلکه در کنار آنها باید از پروتئین های حیوانی و سبزیجات و حبوبات هم استفاده نمود. البته پروتئین های حیوانی که از انواع حیوانات تأمین می شوند، خود متکی بر منابع گیاهی و از جمله غلات هستند. چون اغلب از انواع گیاهان و غلات، به عنوان خوراک دام استفاده می شود.
امروزه مهندسین ژنتیک سعی می کنند تا با اصلاح نباتات، غلاتی با پروتئین هایی که اسیدهای آمینه ی ضروری بیشتری داشته باشند، تولید نمایند. مقدار دو اسید آمینه ضروری به نام های لیسین و ایزولوسین در غلات کم است و تمام متخصصین اصلاح نباتات تلاش می کنند غلاتی که میزان بیشتری از این دو نوع اسید آمینه داشته باشند را تولید نمایند.
غلات بیشترین شکل انرژی خود را به صورت نشاسته عرضه می کنند. استفاده از دانه کامل غلات، منبع خوبی برای فیبر گیاهی و اسیدهای چرب ضروری می باشد. از برنج به صورت پخته یا آرد برنج استفاده می شود. معمولاً غلات را برای استفاده تبدیل به آرد می کنند. گندم یکی از این غلات است که بیشتر آرد آن به کار می رود. از انواع غلات آرد شده در تهیه ی نان، پاستا، دسر، پیراشکی، کلوچه و... استفاده می کنند. البته آرد را گاهی از سیب زمینی، شاه بلوط، حبوبات و... هم تهیه می کنند.
آب و هوای مناسب برای رشد غلات
عوامل مختلف آب و هوایی قادرند طرز رشد، میزان عملکرد و همچنین کیفیت محصول را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین تولید اقتصادی هر نوع غله در هر ناحیه، کاملاً تابع شرایط آب و هوایی می باشد. گندم، جو و چاودار که به دلیل کوچک بودن بوته شان، غلات کوچک نام می گیرند، به بارندگی سالیانه 300 تا 1300 میلیمتر نیاز دارند و به صورت دیم هم کشت می شوند.
برنج به حرارت و بارندگی کافی (یا آبیاری کافی) نیاز دارد. معمولاً برنج در نواحی که سالانه نزدیک به 1000 میلیمتر یا بیشتر بارندگی دارند کشت می شود. ذرت هم با این که یک گیاه گرمسیری است در آب و هوا و ارتفاعات مختلف از نواحی پست تا ارتفاع 3000 متری از سطح دریا کشت می گردد.
جو از همه ی غلات مقاوم تر است و می توان آن را حتی در کشور سیبری هم کاشت. گندم از همه ی غلات رایج تر است.
معمولاً گیاهان سردسیری را در نواحی گرمسیری، البته در نواحی بلند و خنک کوهستانی می کارند که در این صورت، کشاورزان می توانند به دلیل شرایط مساعد و خنکی کوهستان های نواحی گرمسیر، هر ساله چند بار غلات بکارند.
غلات گرمسیری را در نواحی پست گرمسیری که آب و هوای معتدلی دارند می کارند و همچنین می توان این غلات را در نواحی معتدل، البته در فصل هایی که سرما و یخبندان نباشد کشت نمود. معمولاً این دسته انواع بهاره و زمستانی دارند.
ساختمان دانه غلات
دانه غلات، میوه خشکی است که اصطلاحاً به آن گندمه و به زبان عامیانه دانه یا غله می گویند. این دانه دارای چندین لایه خارجی بوده که خارجی ترین لایه را پریکارپ می نامند و همچنین دو قسمت به نام های آندوسپرم و گیاهک دارد. غشای تخمدان، پوست دانه و لایه آلورون که در مجموع سبوس را تشکیل می دهند، در مرحله ی تهیه آرد از غلات جدا می شوند. حتی گاهی گیاهک را هم از دانه جدا نموده و با سبوس مخلوط می نمایند. سبوسی که گیاهک داشته باشد، پروتئین بیشتری نسبت به آندوسپرم نشاسته ای دارد. چون پروتئین گیاهک از هر قسمت دیگری در دانه بیشتر است. آردی که در تهیه ی آن از تمام قسمت های دانه غلات استفاده نموده باشند نسبت به آرد سفید، که برای تهیه آن سبوس و گیاهک را جدا نموده اند دارای مواد مغذی بیشتری می باشد.
مراحل رشد غلات
دوره رشد غلات شامل مراحل جوانه زنی، پنجه زنی، تشکیل روزت، ساقه رفتن، تشکیل گل و تشکیل میوه است که هر کدام از این مراحل را به اختصار در اینجا توضیح می دهیم:
1. جوانه زنی: این مرحله با نفوذ ریشه در پوست دانه و غشای تخمدان آغاز می شود. ریشه ی اولیه چندان پر پشت نیست، اما ریشه های ثانویه که شامل ریشه های نا بجا هم می شود، در مراحل اولیه رشد به وجود خواهند آمد که این ریشه های ثانویه قوی تر بوده و قدرت کافی برای نگه داشتن گیاه در خاک را دارند.
2. پنجه زنی: پس از آن که اولین برگ های گیاه سطح خاک را شکافت و ساقه اصلی شروع به رشد نمود، مرحله پنجه زنی آغاز می گردد؛ یعنی جوانه های موجود در محل اتصال برگ های پایینی به ساقه، فعال شده و شروع به رشد می کنند.
3. تشکیل روزت: برگ های گیاه در فاصله ی دو مرحله پنجه زنی و ساقه رفتن رشد نموده و بلند می شوند و مجموعه ای برگ را در ابتدای ساقه ایجاد می کنند. این مرحله را تشکیل روزت می نامند.
4. ساقه رفتن: در این مرحله ساقه طویل می شود. در اوایل این مرحله، گل آذین هم تشکیل می شود.
5. تشکیل گل آذین: در این مرحله گل آذین بوته از داخل غلاف خارج می شود. گل کردن غلات معمولاً زمانی که گل آذین داخل غلاف است یا بلافاصله پس از تشکیل گل آذین صورت می گیرد. گل های گیاهان خانواده گرامینه، به صورت گروهی به وجود می آیند. منظور از گل آذین، آرایش گل یا طرز قرار گرفتن گل روی ساقه است. مجموع چند گلچه که روی محور گل آذین است را سنبلچه می گویند.
6. میوه: زمانی که میوه می رسد، غشای تخمدان نازک شده و به پوست دانه می چسبد. این گونه میوه ها را گندمه گویند، مثل دانه گندم، ذرت و چاودار. دانه بعضی غلات حتی پس از برداشت هم داخل غلاف باقی می ماند، مثل برنج و جو.
برداشت محصول
برداشت غلات باید به موقع صورت گیرد. برداشت زودتر یا دیرتر از موقع محصول، موجب کاسته شدن کیفیت آن می شود. تأخیر در برداشت غلات دانه ریز، سبب ریزش دانه، خوابیدگی یا شکستن بوته ها در مزرعه و بالاخره کاهش میزان ماده خشک می گردد. برداشت زود هنگام محصول هم موجب پایین آمدن کیفیت غلات می گردد.
وزن دانه ها تا زمان رسیدن دانه افزایش می یابد، ولی پس از آن رو به کاهش می گذارد. همچنین دانه های نارسی که زود هنگام برداشت می شوند، چه در مزرعه و چه در انبار بیشتر در معرض آسیب های ناشی از گرما و آفات از جمله کپک زدگی قرار می گیرند. زمان مناسب برای برداشت دانه، موقعی است که آندوسپرم دانه های غلات سفت شده و میزان رطوبت آن هم به 18 درصد رسیده باشد.
در کشورهای توسعه یافته برای دروی محصول تنها از وسایل مکانیکی همچون کمباین استفاده می شود. اما در کشورهای در حال توسعه از روش های گوناگونی همچون استفاده از داس برای برداشت محصول استفاده می نمایند.
